مگه چشماتو از دست دادی ؟ چرا این خونه خاموشی گرفته ؟
مگه من سهم فردای تو نیستم ؟ شاید دنیا فراموشی گرفته
چرا این خونه اینقدر سوت و کوره ؟ تب خوشبختی از این خونه دوره
فقط لبخندهای تو میتونه غم از روزگار من بشوره
کجا رفتی دارم پیر میشم ؟ دارم پیش همه تحقیر میشم
کجا رفتی که هیچ ردی ازت نیست اگه نیای ازت دلگیر میشم
تو یادت رفته باید خونه باشی باید پیش من دیوونه باشی
تو یادت رفته وقتی گریه دارم برای اشکای من شونه باشی
دارم از زندگی دلسرد میشم ببین دارم خیابون گرد میشم
دلم میگیره از روزای بی تو دلم میگیره اما مرد میشم
ترانه سرا : بهار ایزدی
من دلم روشنه تو اینجایی
عطر پیراهنت و میشناسم
هرچقدرم که با من بد باشی
هیچی کم نمیشه از احساسم
زندگی میچسبه اما با تو
قد یه خاطره احساسم کن
ببینی کی عاشقه من یا تو
با نگاهت منو ویرون کن
من به چشمای تو ایمان دارم
وقتی دلشوره منو میگیره
سرمو رو شونه هات میذارم
ترانه سرا : بهار ایزدی
تو رو کجا دیدم ؟ کی عاشقم کردی ؟
تو قلب من داری پی چی میگردی ؟
چی میخوای از جونم ؟ سرم چی آوردی ؟
که اینجوری هوش و حواسمو بردی
تمام احساسم دچار چشماته
دلم که میشناسی خیلی خاطرخواته
همینکه بی تابم تو باخبر میشی
فرشته بودی و فرشته تر میشی
چقدر ماهی تو ، دلت چقد پاکه
نگاه معصومت چقدر دلناکه
چه لذتی داره ، چقدر بی وصفه
چقدر دلتنگی با عشق میچسبه
همینکه میخندی نگات پر از مهره
چقدر این لبخند میاد به این چهره
نگو برم حتی تصورش سخته
بذار دلم پیشت بفهمه خوشبخته
ترانه سرا : بهار ایزدی